سيد پارساسيد پارسا، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره
مهساساداتمهساسادات، تا این لحظه: 5 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره
سید صدراسید صدرا، تا این لحظه: 1 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

پارسا،گل پسر ما

اتلیه خونگی دو

روز جمعه ای بود. مادر و پسر و دختر و نهالی برگ ریزان بود.. ملحفه سفید و دوربینی بود..   اثار فس فس پسر در گوشه پایین عکس. غیر حرفه ای بودن خود را بسی قبول داریم   پشت صحنه: ...
25 دی 1394

اندراحوالات دی ای که میگذرد

پسر جان امروز به خواست شما نشستیم با هم همه گردوها رو شکوندیم و مغزشون رو گذاشتیم یخچال! یخچالی که این روزها دم به ساعت به دنبال «یک چیزی» بازش میکنی و توش رو نگاه میکنی...به وقت ۱۳۹۴ گردو خوب اینجا کیلویی ۲۵ هزار تومان. خلاصه عصر که شد خوشحال از اشپزخونه گفتی چند تا گردوی دیگه پیدا کردی و گذاشتی تو انبر گردوشکن...یه کم زور زدی و اومدی تا من گردوها رو در پوزیشن مناسب قرار بدم که دیدم بعععله؛ آقا لیمو عمانی ورداشته خیال کرده گردوست.... اینچنین بود که این  ضرب المثل اختراع شد: پسرم.. هر گردی گردو نیست! الان نسبتا همه حروف فارسی رو میشناسی و الفبا رو تا  شین فرز  میگی و بقیه رو دست وپا شکسته و با کارت های ...
25 دی 1394

عکس های اتلیه

  شب یلدا ۱۳۹۴ عکس های ۴۰ روزگی:   لازم به ذکر است پسری در حین عکس گرفتن بسیار اظهار خواب الودگی مینمود و بلافاصله بعد اتمام کار فول شارژ بود... دختر هم اون تایم ۱۱ صبح وقت خواب و نق نوق کردنش بود چی کشیدمممم ...
10 دی 1394

دلم برای این روزها تنگ خواهد شد...

پارسا: امروز تو مدرسه کوره سیب زمینی خوردیم = پوره پارسا: وقتی باب اسفنجی مرد برای مراسم خواستگاری رفتن = خاکسپاری پارسا بعد از واکسن زدن خواهرش:مامان واکسن معمولی هم داریم؟ مثل واکسن کفش!  = واکس پارسا موقع دیدن عکسای قدیمی: مامان اینجا قیافه ات خیلی عوضی بود = با موهای مشکی قیافه ات عوض شده بود پارسا مدتی بعد از اینکه باباش اشتباهی دوغ کفیر خرید: بابا روش نوشته گازداز..بدون گاز..بخون بخر پارسا: چرا عددا اینجورین؟ چرا نمیگن ده و یک..ده و دو ...ده و سه پارسا: مامان میلیارد سال دیگه ما چی میشیم؟     من: میریم بهشت!   پارسا: بهشت زهرا؟؟ و حرفهایی که میدونم خندیدم و دلم ضعف رفت برای پسرم و...
1 دی 1394

خانواده یهو پر شد از نوه

طی ۵ سال اخیر پارسا ۶ تا نفیو پیدا کرد از نوه های دو خانواده. الهی همه شون سالم و تندرست باشن. و در اخر هم فعلا خواهر خودش  بدنیا اومده طلوع دخترخاله پارسا که یک سال و نیمه هست. این صحنه از معدود لحظه های  سازش این دوتاست. البته بیشتر روی حساسیت پسر روی وسایل و اسباب بازیهاش بوجود میاد. تو عالم بچگی... تو یه روز سرد پاییز خونه پدر همسرم. فسقلی ها خوابیدن مهسا...حسین پسرعموش و ریحانه دختر عمه اش... حسین پسرعموی پارسا که دو روز از دخترم کوچیکتره ...
1 دی 1394
1