سيد پارساسيد پارسا، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره
مهساساداتمهساسادات، تا این لحظه: 5 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره
سید صدراسید صدرا، تا این لحظه: 1 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

پارسا،گل پسر ما

روزمره های نیمه بهار

بهار خنک و دل انگیز به نصفه رسید. فعلا به خاطر ماه رمضون و امتحانات پارسا خونه نشین هستیم و دچار روزمرگی. هفته قبل یه افطار خونه دوستم که متخصص اطفاله دعوت بودیم و با بچه ها رفتیم. خیلی خوب و ارووم بودن به جز اخرش که پارسا خسته و خواب الود شد و دخترها میومدن و اذیتش میکردن تا دنبالشون کنه، اونم داد میزد سرشون. برای اولین بار از سر کوچه برگ انگور کندم و براشون دلمه پختم. کم نمک و شیرین بود ولی مهسا برای اواین بار با اشتها خورد و پارسا هم تمومش کرد. به من و باباش چیزی نرسید مهسا الان کارتون همیشگی اش یعنی باب اسفنجی رو میبینه و میگه: سیب زمینی می پوخه( میپزه) مهسا جون رو با سالاد درست کردن و سیب زمینی پوست گرفتن ...
23 ارديبهشت 1398

نوروز۹۸

سال نو مبارک . نوروز ۹۸ هم اومد. البته با خبرهای بد و سیل و ویرانی و گرانی تو تمام ایران. تهوع و نفخ و بیحالی شدید من. انکالی وسط تعطیلات... ولی باز هم سال نو مبارک به بچه ها درهرصورت و همیشه با همسن و سالاشون خوش میگذره. مهسا جونم نقاشی های حرفه ای میکشه. به خمیر میگه« خریم» و به عسل« هسل» و کلی تلفظات بامزه دیگه که یادم نمیاد. مرتب لباسهای دامن چین چین با جوراب شلواری میپوشه و چند دست لباس عوض میکنه. پازسا هم حسابی تنبل شده و بعد بیست روز تعطیلی و بی مشقی استرس رفتن به مدرسه رو گرفته. میگه مامان نیمه شعبان یعنی هنوز اول شعبان نشده و هنوز نصفشه این عکسها هم مربوط به مهمونی خونه خودمو...
3 ارديبهشت 1398
1