دوستی 14 ساله
با سمانه عزیزم سال 79 تو دانشگاه اشنا شدم. شوهرهامون هم همکلاسی و دوست بودن. حالا به خاطر مشغله های زیاد دوری شهرهای زندگیمون، دیدارمون شده به سالی یکبار! جمعه قبل مهمونمون بودن. البته ناهار رفتیم بیرون و بعد تو پارک جنگلی یه دوری زدیم. اعتراف میکنم بیشتر از این چند ساعت دوست داشتم کنار هم بودیم. ما رو شرمنده کردن و برامون هدیه اوردن: برای پارسا برای من: از ته دل میخوام که به ارزوهات برسی ...
نویسنده :
مامانی
17:49












