پارسا چه جدی شده!
سلام گل پسرم. قند و عسلم. گل پسر هر روز شیرین و شیرین و شیرین تر میشه... واقعا قند و عسل. و اما مامانی این روزها خیلی دلتنگه چون دوست داره دم رفتن مادرجون و پدرجون به سفر حج پیششون باشه ولی این درس و کشیک های بیمارستان و دوری راه نمیذاره . .. تازه وقتی این همه تغییر و بامزگی های نی نی رو میبینم دلم میسوزه که چرا نمیتونم تو این شادی با خانواده هامون شریک باشم و پارسا هم بره تو جمع فامیل. ... اخه اینقدر ذوق میکنه وقتی بیشتر از یک نفر تو خونه باشن!! همین هفته قبل که عزیز و بابابزرگ خونمون بودن ، از خواب که بیدار میشد و 4 دست وپا میرفت تو هال ،یادش میومد که خونمون مهمون هست... بعد میخندید و سرسری میکرد. یا اینقدر ...
نویسنده :
مامانی
21:48










