مشهد_ اردیبهشت 94
آخر هفته قبل با پدرجونو مادرجون راه افتادیم مشهد. حول وحوش ساعت چهار بعد از ناهار مرغابی آلو انار میوه و اجیل و کتلت ها رو با یه کم لباس بار زدیم تا بتونیم برگشتنی یه خرده از وسایلم رو از مشهد بیارم پارسا از اول به عشق توقف تو جنگل و جاده راه افتاد. 12 شب رسیدیم شهادت امام موسی کاظم و عید مبعث باعث شلوغی حرم شده بود. عکس تو راه حرم بعد از مانتو خریدن من و مامان و عکس پانارومیک گرفتن بابا سه چهار باری حرمم رفتیم. پارسا از شلوغی فراری هست تو حرم با مینی بوس های حمل افراد ناتوان بازی میکرد یه سر هم رفتم البسکو و بازار مانتو یه مقدار لباس دخترونه خریدم. دو بار هم چارسا رو بردم پارک که...
نویسنده :
مامانی
16:00











