امروز ما (17 فروردین 92)
موقع خواب انگشت اشاره شو تو هوا میچرخونه و میگه : نقاشی خط خطی ..................... اونقدر التماس کردم که بازی بسه بریم خونه که با اصرارش به اب بازی دیگه طاقت نیاوردم، گربه کنان و کشون کشون اوردمش تو ماشین وقول دادم دیگه نیارمش پارک ..................... دیروز تمام مراحل دسشویی رفتن رو خودش انجام داد تا پوشیدن ش و ر ت وشلوارش. امروز که بعد از دعوای پارک اومدیم خونه و بهش گفتم شلوارتو بپوش جهت بیشتر نزدیک شدن به مامان ناراحت یواش گفت: ب ..لد ...نیشتم ................... وقتی مهد بود ماکارونی درست کردم که خیلی دوست داره. خونه که اومد ته کیفش دنبال خوراکی باقیمونده بود که پیدا نکرد. خواستم با ماکارونی...
نویسنده :
مامانی
23:03










