سفری کوتاه به خانه مان
بعد از هفت هشت ماه رفتم مشهد خونه مون. پارسا خیلی ذوق داشت. با بابا و مامان وعمه کوچیکه ام رفتیم. مرغ و بادمجون با غوره درست کردم + کباب دیگی و گوجه برا تو راه. کوکوسبزی هم درستیدم که خوب در نیومد دادم به پرستاره. این کارها در حالی بود که وسطش میرفتم بیمارستان و خرید و مطب و دوش گرفتن و جمع کردن وسایلم. توت فرنگی و زردالو و خیار و گوجه و تخمه و... ساعت دو و نیم راه افتادیم و تو جنگل گلستان توقف کردیم برا ناهار. من هم از چناران به بعد رانندگی کردم تا خونه. گرگان که بودم خیالم نبود ولی تو راه از دلتنگی حرم اشکم دراومد. وضیعت خونه کمی تا قسمتی خوب بود. اونقد که دو سه نفری افتادیم به گردگیری و شستشو و...
نویسنده :
مامانی
18:50











