امروز پارسا (24 خرداد 91)
بعد از خواب حسابی بعد از ظهر پسرم رفتیم زیست خاور. با کالسکه بردمش. تو راه براش ذرت نمکی خریدم. بعد 1 ساعت که برگشتیم خونه مشغول خوردن بود و کلا یه جیک کوچولو هم ازش در نیومد؟؟؟!!! براش یه لباس تابستونه خریدم و برای خودم یه روسری. بعدش که رسیدیم خونه هنوز حاضر نبود دست از سر خوراکی هاش برداره. براش سی دی با نی نی 5 رو گذاشتم تا ببینه. رفتم حمومش کنم. برا اولین بار دیدم به جای اینکه بپره با سطل و لگن بازی کنه و شیر اب رو باز و بسته کنه رفته زیر دوش ارووم واستاده و اشاره میکنه صابون رو بده بزنم به تنم مشغول بازی شد و من تو اشپزخونه داشتم سریع ترین شام دنیا رو اماده میکردم. دیدم بدو بدو در حالی که یه چیزی تو مشتشه...
نویسنده :
مامانی
23:16










