سيد پارساسيد پارسا، تا این لحظه: 16 سال و 21 روز سن داره
مهساساداتمهساسادات، تا این لحظه: 11 سال و 25 روز سن داره
سید صدراسید صدرا، تا این لحظه: 6 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

پارسا،گل پسر ما

ماجرای سفر 2 روزه !!!!

برای تعطیلات ٢٢ بهمن پدر جون و مادر جون اومدن خونه ما. اون هم برای ٢ روز . اخه مامان معلمه و باید برمیگشتن. پارسا هم خوشحال از دیدن مهمون ها شروع کرد به شیرین کاریهای معمول و البته غیر معمول!!!! شنبه خیلی سرد بود. باد و بارون و یخ.... مامان اینا صبح زودتر راه افتادن تا اگه تاخیری هم باشه به کلاس فردا برسن....ولی ساعتها تو جاده معطل یخبندون و بسته شدن جاده شدن تا اینکه پدر جون زنگ زد که حال مامان خراب شده داریم با ١١٥ میبریمش بیمارستان. ساعت ١٠ شب بود و من تلفنی با پزشک کََََََََّشیک صحبت میکردم که گفت سکته قلبی هست و دارن میبرنش سی سی یو...... من هم که همینجور اشک ریزان و پارسا از پاچه شلوارم اویزوون دستم به جایی بند نبود.پسرم دو ش...
30 بهمن 1390

هفت سین 91

روی پارچه ای که مادربزرگ مادربزرگم بطور دستی بافته... سال نوی همگی مبارک عمری طولانی با تنی سالم و دلی شاد داشته باشین... قالب وبلاگ پسری هم به مناسبت عید عوض کردم ...
28 بهمن 1390

شیرین کاریهای 16 ماهگی + دیکشنری 2

پسری میره کنار دیوار یا میز تلویزیون. با احتیاط کامل و بسیار اهسته سرشو میزنه به اونها و در حالی که ژست گریه گرفته و دستش رو سرشه میاد تا بوسش کنم و دیوار رو اه کنم همیشه یه چیزی تو مشتش داره که تا مدتها ولش نمیکنه و با وجود اون کارهای دیگه رو انجام میده. مثلا بعد یکساعت مشتشو باز میکنم. چیه؟ یه دستمال کاغذی چروکیده. گاهی اسباب بازی کوچولویی تو دستش میگیره و مجبورم با همون ببرم بشورمش. اشیا حمل شونده: درب شامپو، رسید عابر بانک، اسکناس مچاله شده، باطری قلمی، قبض برق، بعضی اسباب بازیهای کوچیک و سبک ، لوازم ارایش مامان،.جوراب خودش..... عینک پرستارش نیست. همه جای خونه رو به گفته خودش گشته و در نهایت به طور اتفاقی در سطل زباله ...
20 بهمن 1390

به به

دوست عزیزم زینب جون میون e-mail های قشنگش چند تا عکس از غذای یه مهدکودک تو المان برام فرستاد. امیدوارم همیشه یه زندگی پر از نشاط و موفقیت داشته باشه. عکسهای خوشمزه تو ادامه مطلب دوست عزیزم زینب جون میون e-mail های قشنگش چند تا عکس از غذای یه مهدکودک تو المان برام فرستاد. امیدوارم همیشه یه زندگی پر از نشاط و موفقیت داشته باشه. عکسهای خوشمزه ...
17 بهمن 1390

هر جایی که بخوام میرم...

اخه بچه جون چرا میری جایی که اخرش ""اووووم... اووووم..."" یعنی"منو نجات بدین از اینجا" بقیه تو ادامه مطلب اینجا همون جایی که نه جلو میری و نه عقب و "اوووووم اووووم "منو نجات بدین ...
10 بهمن 1390