زردی من از تو
پارسا 5 روزه بود. بابایی مجبور شد برگرده شهرستان و من شمال خونه بابام بودم. اون روز نی نی رو بردیم ازمایش تو بیمارستان اطفال. جواب ازمایش زردی بود 17 و باید بستری میشد و شد. انگار تمام دنیا رو سرم خراب شده بود. کنار بخش نوزادان اطاق شیردهی بود که دورتادور صندلی گذاشته بودن هر 2ساعت و نیم به مدت نیم ساعت بچه ها رو میدادن بهمون. وجود مامان های دیگه که هم درد بودیم بهمون ارامش میداد. خونه مادرشوهرم نزدیک بیمارستان بود و من به اونجا نقل مکان کردم. با وجود درد شدید جای سزارین از صبح بدوبدو میرفتم بیمارستان چون اگه 5 دقیقه دیر میکردیم به بچه های گشنه شیرخشک میدادن. اخرین نوبت شیردهی هم 10 شب بود و من گ...
نویسنده :
مامانی
13:25









