سيد پارساسيد پارسا، تا این لحظه: 16 سال و 19 روز سن داره
مهساساداتمهساسادات، تا این لحظه: 11 سال و 23 روز سن داره
سید صدراسید صدرا، تا این لحظه: 6 سال و 11 ماه و 25 روز سن داره

پارسا،گل پسر ما

کودک فقير

در حالي که تمام تلاشمون رو ميکنيم تا تمام امکانات رفاهي رو برا بچه هامون فراهم کنيم... که گاهي هم فراتر از حد نيازشون هست... نيم نگاهي هم به "ادامه مطلب" بيندازيم   اگر دوست داشتيد ادامه مطلب را نبينيد   من  برای رفع فقر جز اندوهی ظاهری و ریاکارانه چه کرده ام. من دورغ می گویم چون حتی یک بار هم غذایم را با کودک فقیر تقسیم نکردم. کودک فقیر مرا ببخش... که بار زندگی مرا تو با فقرت به دوش می کشی! تو گرسنه ای تا من سیر باشم. تو عریانی تا من بپوشم. تو زجر می کشی چون من می خواهم راحت باشم. شکم تو از سوء تغذیه ورم می کند ، چون شکم...
23 مرداد 1390

ايکون

                                                        &...
22 مرداد 1390

کوچولوی 10 ماهه ام

گل پسرم توپ بازی یاد گرفته. تو نیم متری هم میشینیم. پاهای کوچولوشو باز میکنم میگم 1...2...3 و توپو قل میدم، فوری میگیره  میبره بالا سرش .بعد من 7-8 باری میگم 1...2...3 تا بالاخره یا توپ از دستش ول بشه یا پرتش کنه طرفم...تندی دنبال توپ میاد بغلم... و به این ترتیب بازی جوانمردانه ما ادامه پیدا میکنه.   از سرگرمیهای دیگه پارسا جونم اینه که من دراز بکشم ،پتو بندازم روم و دستامو ببرم بالا تا یه سقف پتویی درست بشه، اخ بیا ببین...بدوبدو 4 دست و پا میاد زیرش به نقش سقف پتویی نیگا میکنه و دست میزنه... هی سرشو میکنه بیرون ، نمای بیرونی پتو رو نگاه میکنه و هی میاد تو. دستم به گزگز میافته و پتو رو میندازم، لبه پتو ...
22 مرداد 1390

اردک زرد

عزیز پارسا براش یه بلوز و شلوار بافته که وقتی تنش کردم خیلی ملوس شد. بلوز سفید و لیمویی با دکمه های سیب. حیف که زمستون دیگه فکر نکنم سایزش باشه. عزیز جون! دستت درد نکنه . پارسا اینجا 5 ماهشه کتاب مورد علاقه پسرم + اسباب بازیهاش   ...
21 مرداد 1390

شعري براي نيني ها

آی حلزون شاخكی! كجا می ری یواشكی؟                                            جلو میری یواش و ریزه،ریزه پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه                         خالهای دونه دونه،دونه داری به روی پشت خود یه لونه داری            ...
19 مرداد 1390

میرم مدرسه

وقتی یه کیف میندازی کول نی نی کوچولو فکر میکنی خیلی دوره صبح بلند شدن و راهی مدرسه اش کردن. الان به زور بچتو میخوابونی..اون موقع میگی بیدار شو..چقد میخوابی؟؟!! نمیدونم موقعی که عسلم رو راهی مدرسه میکنم هنوز براش خاطره مینویسم یا نه؟ و اما این عکس ها مال حدود ٢ ماه قبله.... نینی شنگول من یه چند سالی پیش دبستانی رو تو خونه پیش من و پرستارش میگذرونه. و اما الان که در حال تايپ اينها هستم استادم داره دنبالم ميگرده برا ويزيت بخش... ما رفتيم سر درس و مشقمون....       ...
19 مرداد 1390

خبر....دار

پارسا جونم "ساز "میزنه.. ... و گاهی هم ساز "میزنه"   پارسا جونم تکاور شده.... پارسا جونم خبر...دار   نی نی نازم...خیلی دوستت دارم. خیلی هم دلم برات تنگ شده... تا فردا ظهر که ببینمت پسر خوبی بمون و شاد باش. ...
17 مرداد 1390