یه روز عادی در ده خرداد 94
امروز یه روز خیلی عادی بود مثل دیروز 52 درجه نبود. ولی همچنان گرم طبق معمول پارسا بدون تحرک کنار پرستارش مشغول تبلت یا نقاشی فردا میخوام ببرمش سمت فک و فامیل هوایی تازه کنیم گرچه ترجیح قلبی ام اینه که بشینم زیر کولر خونه و جنب نخورم از جام القصه روز با کلافگی و شب با آشپزی و شستن لباس ها و یه کم کتاب خوندن و موبایل بازی گذشت . پارسا هم نق و نوق که خودت هرچی دوست داری درست میکنی و من املت دوس ندارم... در سوییت هم بسته نمیشه مگر اینکه دو قفله اش کنم یا سطل زباله و صندلی بذاریم پشتش حالا 11 و نیم شب یادم اومد به گلدون هام آب ندادم پارسا تو جارچوب در ایستاد و من مشغول فواره کردن آب روی ...
نویسنده :
مامانی
0:45











